دکتر اثمر بهاری
همیشه به اهمیت سبک زندگی باور داشتم البته
در حال نوشتن مطلب بالا 
یاد خاطره ای افتادم

همیشه به اهمیت سبک زندگی باور داشتم البته به روش کتاب مرجع قلب سبک زندگی را تذکر و آموزش می دادم
اما رویکرد امروزی که دارم ؛
تاکید بر اصلاح سبک زندگی که در موارد زیادی با کتاب مرجع قلبی اختلاف دارد

وقتی دچار ناراحتی زانو از تابستان سال ۱۳۹۱ شدم 
با نظر روماتولوژیستها و متخصص های زانوی متعدد ، باید تعویض مفصل هر دو زانو می شدم

به لطف خدا ، با تغییر سبک زندگی 
مخصوصاً تغییر روغن غذا به روغن حیوانی و محدودیت مصرف شکر
و اصلاح خواب 
نه تنها مشکل زانوهام خیلی بهتر شد
بلکه از ده سال قبل توصیه های سبک زندگی به بیمارانم هم متفاوت شد

از ۸ سال قبل بیمارستان حضرت فاطمه (س) مشغول هستم

از همان ابتدایی که این بیمارستان آمدم همین رویکرد اصلاح سبک زندگی را داشتم
و به بیماران توصیه های غذایی و خواب مخصوصاً کسانی که جراحی های متعدد داشتند یا نبض و قدرت بدنی ضعیفی داشتند می کردم

چند ماه اولی که در این بیمارستان بودم و همکاران جراح رویکرد مرا نمی شناختند مسایلی پیش می آمد
یکی از آنها خاطره ای است می خواهم عرض کنم 

اون روز دو تا بیماران همون اول وقت برای تشکر آمدند 
یکی از آنها کسی بود بدلیل سوختگی مکرر بیهوشی و جراحی داشتند
و گفتن توصیه های شما باعث شما عمل آخر بعد از بهوش آمدن خیلی بهتر باشم 
گفتم الحمدلله همه از لطف خداست 

خانمی جراحی ابدومینوپلاستی داشت
(در فرصتی در مورد این جراحی باید بیشتر صحبت کنم)
چون نبض ضعیف و خون رسانی محیطی کم و شکم خیلی سردی داشتند 
توصیه های لازم غذایی و خواب با ورزش دادم تا خون‌رسانی به پوست شکم بهتر بشود 
 بهبودی سریعتر و دوره نقاهت کمتر داشته باشند

ایشان رفتند پیش جراح و آنچه گفته بودم به جراح منتقل کردند
منشی درمانگاه گفتند ؛
 آقای دکتر... با شما کار دارند
دکتر... از من پرسیدند: 
_این خانم با توجه به اکویی که گرفتید ، نارسایی قلبی دارند 
+نه خیر
_در سونوگرافی داپلر شریان‌ها مشکل دارند
+نیاز به سونو داپلر نداشتند

_پس چرا گفتید خون‌رسانی بافت های محیطی بدن تون ضعیفه باید اصلاح کنید
+با توجه به قدرت نبض و شکم سردی که دارند ، پرفیوژن (خون رسانی) به بافتهای محیطی خیلی خوب نیست باید تقویت بشه
_این چرت و پرتها چیه میگین😂
اگر بلد نیستید مثل بقیه متخصص های قلب مریض ببینید
بگم شما رو بردارند از اینجا و کس دیگری بیاورند 

(من چند ماه بود که این بیمارستان می رفتم ، این اولین مواجهه من با ایشان بود اما احتمالاً از بقیه جراح ها چیزی شنیده بودند)

من دیدم ایشان که هم سن پدر من هستند پیش دستیار و بیماران اصلا ضرورتی ندارد بیشتر توضیح بدهم

چشم و با اجازه شما گفتم 
و از اتاق بیرون آمدم 
تا رسیدم اتاق خودم ، 
تشکر و تعریف اول وقت اون دو بیمار از ذهنم رد شد
با خودم فکر کردم
خدایا من که با تعریف این بیماران
 دچار باد غرور نشده بودم که دکتر ... فرستادی برای تنظیم باد 

این یکی از لحظاتی بود 
که رب العالمین (مربی بودن خدا تمام عالمین را) با تمام وجود درک کردم

قضیه را به اطلاع رییس بیمارستان رساندم و گفتم لطفاً جلسه ای با جراحان محترم داشته باشم
الحمدلله چون ایشان بعضی توصیه ها را عمل کرده بودند و راضی بودند
خودشان مصلحت دیدند با آن جراح محترم و بقیه صحبت کنند

و خدا را شکر بجز این اواخر با جراحان عمل چاقی با بقیه مشکل خاصی نداشتم

https://eitaa.com/befarmasalamaty
🇮🇷🫀
نام:*
ایمیل:


جستجو در سایت
آخرین نظرات
نظرشما در مورد مطالب سایت چیست؟
تقویم سایت
<    «  شهریور 1405  »    >
شیدسچپج
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031 
تگ ها